داستان خاله شادونه ایرانی و میس ریچل آمریکایی، دو چهره محبوب کودک، نشون میده که یه کار ساده مثل ابراز همدردی با بچههای مظلوم چقدر میتونه پرهزینه باشه. خاله شادونه، همون ملیکا زارعی که تو قلب میلیونها ایرانی جای داره، همیشه با صراحت از درد مردم غزه حرف زده. حالا میس ریچل هم، یه برنامه مشابه خاله شادونه داره و وقتی یه بچه فلسطینی که دستش رو تو بمبارانها از دست داده بود رو به برنامهاش دعوت کرد، با یه موج حملات و تهدید روبرو شد!
این اتفاق نشون میده که مرزهای انسانیت چقدر شکنندهست. وقتی یه هنرمند برای ابراز همدردی با قربانیان جنگ مورد تهدید قرار میگیره، سکوت کردن یعنی همراهی با ظلم.
مقایسه خاله شادونه و میس ریچل فراتر از یه برنامه کودکانه است. هر دو میخوان به بچهها مهربونی و انسانیت یاد بدن، اما واکنش جامعه بهشون خیلی متفاوته. میس ریچل به خاطر یه حس انسانی ساده طرد شد و خاله شادونه هم بارها به خاطر دفاع از بچههای فلسطینی مورد بیمهری قرار گرفته.
حالا یه سوال مهم اینجاست: چرا خیلی از هنرمندان ایرانی که تو سطح بینالمللی فعالیت میکنن، هنوز درباره نسلکشی کودکان غزه موضعی نگرفتن؟ آیا ترس از دست دادن موقعیتهای بینالمللی ارزشش رو داره که در برابر خون بچههای بیگناه سکوت کنیم؟
خاله شادونه همیشه با مردم مظلوم همصدا بوده و میس ریچل هم به خاطر همین کار مورد تحقیر قرار گرفته. سکوت بقیه هنرمندان توجیهی نداره و نشون میده که چقدر نسبت به فجایع انسانی بیتفاوتیم.
از خاله شادونه تا میس ریچل، دنیای بچهها یه درس بزرگ به ما بزرگترها یادآوری کرده: در برابر ظلم، فقط خندیدن کافی نیست، باید فریاد زد، حتی اگه تهدید بشیم! شاید وقتشه بعضی از هنرمندها بین شهرت و شرافت یکی رو انتخاب کنن، چون تاریخ هیچوقت سکوت در برابر خون کودکان رو فراموش نمیکنه.
