اقبال لاهوری، شاعر و متفکر بزرگ پاکستانی، برای ما فارسیزبانها یه جورایی یه استثناست. کسی که با اینکه خودش ایرانی نبوده، عاشقانه فارسی شعر گفته و دلش برای فرهنگ و زبان ما پر میکشیده.
اقبال در سال 1877 توی شهر سیالکوت پاکستان به دنیا اومد و توی رشته فلسفه هم درس خوند. اون نه تنها یه شاعر بود، بلکه یه سیاستمدار هم بود و نقش مهمی توی تاسیس پاکستان داشت. خیلیها معتقدند ایده تشکیل پاکستان اول از همه توسط اقبال مطرح شد.
اما چیزی که اقبال رو از بقیه شاعران متمایز میکنه، عشق بیاندازهاش به زبان فارسیه. توی یه دورهای که خیلی از مسلمانها تحت تاثیر فرهنگ غرب قرار گرفته بودن، اقبال با اصرار شعرهاش رو به فارسی سرود و به هموطنانش یادآوری کرد که ریشه و هویت خودشون رو فراموش نکنن. اون حدود 9 هزار بیت شعر به فارسی سرود و توی شعراش به «خودشناسی» و بازگشت به فرهنگ اصیل ایرانی تاکید کرد.
رهبر انقلاب هم درباره شعر اقبال میفرمایند: «شعر فارسی اقبال یه جور معجزه است. کسی که فارسی رو توی خونه یاد نگرفته و با زبان اردو بزرگ شده، تونسته با ظرافت و دقتی بینظیر، عمیقترین مفاهیم رو توی قالب شعر فارسی بیان کنه.»
اقبال عاشق ایران و مردم ایران بود، اما متاسفانه هیچوقت نتونست به آرزوش برای دیدن ایران برسد. رهبر انقلاب در این مورد میفرمایند: «به خاطر سیاستهای غلط و استعمار، اقبال نتونست به ایران بیاد و آثارش هم سالها در ایران معرفی نشد.»
اقبال لاهوری در سال 1938 در لاهور درگذشت و بنا به وصیتش، کنار مسجد تاریخی پادشاهی به خاک سپرده شد. از اون آثار مهمی مثل «اسرار خودی»، «رموز بیخودی»، «پیام مشرق» و «جاویدنامه» به یادگار مونده.

