بعد از جنگ، یه موجی از امیدواری برای تغییرات اساسی شکل گرفت، اما خب، اوضاع اونطور که انتظار میرفت پیش نرفت. الان نیروهای سیاسی کشور تو یه گرداب گیر افتادن: نه راه حل مشخصی برای مشکلات هست، نه چشمانداز روشنی برای آینده.
سعید آجورلو، در یادداشتی توی روزنامه «فرهیختگان» نوشته که این وضعیت رو بررسی کرده و معتقده که مشکل فقط نیروهای سیاسی نیستن. مسائل پیچیدهای مثل سیاست خارجی و مشکلات ساختاری دولت هم دست به دست هم دادن تا اوضاع رو سختتر کنن.
آجورلو میگه نباید فقط دنبال سرزنش کردن باشیم، بلکه باید ببینیم چطور میتونیم از این وضعیت بیرون بیایم. به نظرش، دولت فعلی که از حمایتهای زیادی برخوردار هست، باید به جای اینکه فقط حرف بزنه، یه حزب قوی تشکیل بده و با برنامههای مشخص، قدمهای عملی برای حل مشکلات بردار.
اما بعضیها با این نظر موافق نیستن. میگن دولت الان هم همه چیز رو در دست داره و نیازی به تشکیل حزب جدید نیست. به جای این کار، بهتره روی اصلاح قوانین و ایجاد فضای مناسب برای فعالیت احزاب تمرکز کنه.
در واقع، مشکل اصلی شاید این نباشه که اهداف و برنامهها وجود ندارن، بلکه مشکل اینه که این برنامهها به درستی اجرا نمیشن. به همین دلیل، به جای اینکه وقتمون رو صرف تعیین اهداف جدید کنیم، بهتره روی بهبود فرآیند اجرا و رفع موانع تمرکز کنیم. اینجوری میتونیم سریعتر به راهحلهای واقعی برسیم و ظرفیت حکمرانی کشور رو افزایش بدیم.

