بعد از چند روز آتشبس، غزه هنوز در حال سوختن و فروپاشی است. در حالی که دنیا دارد کمکم این فاجعه رو فراموش میکنه، مردم غزه به آماری سرد و بیروح تبدیل شدن. هر بمباران، هر چادر پارهپوره، هر خیابون غرقشده در آب، فقط یه گزارش روزمره برای رسانههاست.
یه نویسنده فلسطینی از غزه در دلنوشتهای دردناک، از بیتفاوتی دنیا نسبت به آوارگان غزه گلایه کرده و میگه: «ما فقط یه عدد توی خبرها نیستیم! ما آدمیم، با قلب و احساس، با آرزوها و رویاها.»
اون مینویسه: «گزارشها میگن زیرساختها نابود شده، اما کسی از بوی مرگ و بیماری که توی خیابونها پیچیده حرفی نمیزنه؟ کسی نمیدونه که ما باید توی فاضلاب راه بریم تا پامون کثیف نشه؟»
این نویسنده تاکید میکنه که داستان غزه هنوز تموم نشده، بلکه تازه داره وارد یه فصل خونینتر میشه. اون از چادرهای آوارگان میگه که با بارون سیل شده و از تلاش مردم برای نجات زندگیشون.
اون میگه: «ما دانشآموزان مدرسه رنج هستیم. حتی اگه خونههامون رو بسوزونن، ریشههامون رو نمیتونن بسوزونن.»
این دلنوشته یه فریاد از ته دل برای جلب توجه دنیا به فاجعه غزه است، فاجعهای که پشت پرده یه آتشبس ظاهری پنهان شده.
