پژوهشگاههای دولتی که قرار بود مشکلات و نیازهای دستگاههای دولتی رو حل کنن، حالا خودشون تبدیل به بخشی از این مشکلات شدن! این مراکز تحقیقاتی، به جای اینکه روی نوآوری و پیشرفت تمرکز کنن، بیشتر درگیر کاغذبازی و مقالهنویسی هستن و نمیتونن نقش اصلی خودشون رو ایفا کنن.
کارشناسان میگن این پژوهشگاهها بین «انجام تحقیق» و «مدیریت تحقیق» گم شدن و به جای حل مسائل مهم کشور، بیشتر دنبال ارتقای رتبه و جایگاه اعضای خودشون هستن.
مشکل اصلی اینه که تقسیم کار مشخصی بین این مراکز وجود نداره و هیچکس نمیدونه هر کدوم دقیقا چه وظیفهای دارن. آمارها نشون میده از حدود ۵۰۰ مرکز تحقیقاتی توی کشور، ۷۱ تا به طور مستقیم به دستگاههای دولتی وصل هستن، اما خیلی از این مراکز نمیدونن دقیقا باید چیکار کنن.
راهحل چیه؟ کارشناسان پیشنهاد میکنن این پژوهشگاهها باید به سمت «مدیریت تحقیق» و «ایجاد ارزش اقتصادی» برن. یعنی به جای اینکه خودشون تحقیق انجام بدن، پروژههای تحقیقاتی رو به شرکتها و دانشگاهها بسپارن و خودشون نقش هماهنگکننده و ناظر رو ایفا کنن.
تجربههای موفق دنیا مثل مراکز تحقیقاتی آلمان و تایوان نشون میده که این مدل میتونه خیلی موثر باشه. این مراکز با همکاری نزدیک با صنعت، به خلق ارزش اقتصادی و تجاریسازی فناوری کمک میکنن.
به عبارت دیگه، ما باید پژوهشگاههای دولتی رو از نوازندههای تکنفره به رهبران ارکستر تبدیل کنیم؛ کسانی که با مدیریت درست، همه اجزای سیستم نوآوری کشور رو هماهنگ میکنن تا در نهایت یک محصول نهایی و ارزشمند تولید بشه.
